X
تبلیغات
weblaw - دفتریار

weblaw

law







موضوع مقاله:
بررسی ضرورت وجود یا عدم ضرورت وجود دفتریاراول دردفترخانه اسناد رسمی
یا
بررسی تعارض ماده 3و18قانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1354

مهدی رضانیا*















*سردفترسابق اسنادرسمی میناب وبندرعباس وکارآموزوکالت دادگستری.








بخش اول

بررسی سازمان دفاتراسنادرسمی از آغازتا به حال

مبحث اول -سازمان اداری دفترخانه اسنادرسمی درقانون ثبت اسناد مصوب 1310

گفتاراول – مقررات قانونی درموردنماینده ثبت در قانون ثبت اسناد مصوب 1310
گفتاردوم - مقررات قانونی درمورددفتریاردرقانون ثبت اسناد مصوب 1310
گفتارسوم – نتیجه

مبحث دوم-سازمان اداری دفترخانه درقانون دفاتراسناد رسمی مصوب 1316
گفتاراول - مقررات قانونی درمورد دفتریاردرقانون دفاتراسنادرسمی مصوب1316
گفتاردوم -مقررات قانونی درمورد نماینده ثبت درقانون دفاتراسناد رسمی مصوب1316
گفتارسوم -نتیجه

مبحث سوم- سازمان اداری دفترخانه درقانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1354
گفتاراول - مقررات قانونی درمورد نماینده ثبت درقانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1354
گفتاردوم - مقررات قانونی درمورد معاون دفترخانه درقانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354
گفتارسوم –نتیجه


بخش دوم


بررسی موادقانونی درموردالزامی ویا اختیاری بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی

مبحث اول -رویه جاری درمورد الزامی یااختیاری بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی0

مبحث دوم _ الزام سردفتر بمعرفی دفتریار اول دردفترخانه اسنادرسمی

مبحث سوم-بررسی مفهوم معاونت ونمایندگی درمعنای عام وخاص
گفتاراول- مفهوم معاونت درمعنای عام
گفتاردوم – مفهوم نمایندگی درمعنای عام
گفتارسوم-بررسی مفهوم معاونت ونمایندگی درمعنای خاص (درماده3قانون دفاتراسناد رسمی وکانون سردفتران ودفتریاران مصوب 1354.)

مبحث چهارم-بررسی مستندات الزامی بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی
گفتاراول-تحلیل ماده3قانون دفاتراسناد رسمی مصوب1354
گفتاردوم-تحلیل ماده25قانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1354
گفتارسوم- بررسی شق9ازبندج ماده 29،آیین نامه های بند4ماده6وتبصره 2ماده6ومواد14-17-19-20-24-28-37و53قانون دفاتراسنادرسمی وکانون سردفتران ودفتریاران


































مقدمه

درجامعه ما نهادی وجود دارد بنام دفتراسنادرسمی که عمده وظیفه آن ایجادمعاملات رسمی است.این نهادبموجب قانون تشکیل،ودارای اجزایی است.موضوع این تحقیق بررسی یکی ازاین اجزاست،که آیاوجوددفتریاراول درهردفترخانه اسنادرسمی الزامی است؟ آیادفترخانه بدون دفتریارهم میتواند بموجب قانون وجودداشته باشد؟ واگرمی تواند،آیا این توانایی محدود است یا نامحدود،ویا اگرمحدود است محدودیت آن چه مدت است؟
همانطور که درعنوان این مقاله آمده موضوع این مقاله بررسی ضرورت وجودیا عدم ضرورت وجوددفتریاراول در دفترخانه اسنادرسمی یا بررسی تعارض ماده3و18قانون دفاتراسنادرسمی میباشد لازم به ذکراست که عنوان های مختصرتری هم میتوان برای این موضوع انتخاب کرد(مانندبررسی الزامی یااختیاری بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی)ولی به دلیل اینکه این عنوان تقریبا پایه واساس ومستند بحث است ،برای عنوان این نوشته انتخاب گردید0در این مقاله مطالب را به دو بخش تقسیم می کنیم یکی سازمان اداری دفترخانه مرتبط بادفتریاراز سال 1310تا به حال، ودربخش دوم، بررسی موادقانونی درموردالزامی ویا اختیاری بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی،ودرآخربه نتیجه گیری می پردازیم0















بخش اول

بررسی سازمان دفاتراسنادرسمی ازآغازتا به حال


مبحث اول -سازمان اداری دفترخانه اسنادرسمی درقانون ثبت اسناد مصوب 1310
بموجب ماده 81قانون ثبت اسناد مصوب 1310هردفتررسمی اسناد مرکب است ازیک نفرصاحب دفترولااقل یک نفرنماینده اداره ثبت.بنابراین بموجب این قانون نماینده ثبت ازارکان ضروری هر دفترخانه محسوب می شد؛ مگر اینکه سردفترمجتهد جامع الشرایط بوده وبشرط اجازه وزارت عدلیه.(م 85قانون ثبت اسناد مصوب 1310) لازم به ذکر است که تا قبل از تصویب قانون مصوب 1316دونهاد درمورد تنظیم اسنادوجود داشت که یکی دولتی بانام مباشرین ثبت ودیگری بتوسط دفاتررسمی صورت میگرفت ونام این دونهاد دراین قانون مجموعا مسولین دفاترنام نهاده شدبود.

گفتاراول – مقررات قانونی درموردنماینده ثبت در قانون ثبت اسناد مصوب 1310:بموجب ماده 84،ازقانون فوق هرتعهد ومعامله ای که واقع می شد پس از ثبت دردفتر صاحب دفتر،دردفترنماینده، ثبت می شد.
همانطورکه اشاره شد، تاقبل ازتصویب قانون دفاتراسنادرسمی مصوب1316صاحبان دفاتراسنادرسمی درکنارمباشرین ثبت ،یکی به عنوان نهادخصوصی ودیگری به عنوان نهاددولتی توامان مبادرت به رسمیت دادن اسنادمراجعان به ویژه درخصوص نقل وانتقال عرصه واعیان ومنافع غیرمنقول می نمودند0تفاوت بین عملکرداین دونهاد دراین بودکه نمایندگان ثبت فقطدردفاتراسنادرسمی مستقربودند واصول اسنادتنظیمی را به ضمیمه حق الثبت ماخوذه به اداره ثبت ارسال می نمودند تااین موضوع توسط اجزا اداره ثبت دردفتراملاک درج گردد حال آنکه مباشرین ثبت (مسولان دفاتر) که کارمند موظف اداره ثبت بوده اند،قاعدتا نیازی به حضورنمانیده (که وظیفه اش کنترل اسناد ثبت شده درمکان دیگراست)نداشتند01بنابراین قانون ثبت اسناد مصوب 1310به تبعیت از قانون دفاتراسنادرسمی 1307درماده84خود،علاوه برصاحبان دفاتراسنادرسمی که دارای دفترثبت اسنادبودند،حضورشخص دیگری بنام نماینده اداره ثبت رادردفاتراسناد
رسمی به رسمیت شناخته بود که وی نیز می بایست همانند صاحب دفتر،دارای دفتری باشد که عین سند ثبت شده دردفترصاحب دفتررا دردفترخوددرج نماید0استثنایی که در این زمینه وجود داشت ،ماده85قانون مرقوم بود وآن حالتی بود که هرگاه صاحب دفترخانه اسناد رسمی ،مجتهد جامع الشرایط بود،درآن صورت نیازی به حضور نماینده

1-فدوی،سلیمان،ماهنامه کانون سردفتران ودفتریاران،دوره دوم،شماره53،آبان وآذر83،ص38



اداره ثبت دردفترخانه وی ومالانیازی به وجود دفترنماینده درآن دفترخانه نبوداست0(با اجازه عدلیه)1
گفتاردوم - مقررات قانونی درمورددفتریاردرقانون ثبت اسناد مصوب 1310:دراین قانون هیچ نامی از دفتریار برده نشده وسمت معاونت دفترخانه نیزتاتصویب این قانون وجودنداشت0
گفتارسوم - نتیجه:در این قانون،نماینده ثبت از ارکان دفترخانه بوده ودفتریارومعاون دفترخانه هنوز وجودنداشت 0بنابراین دراین قانون صاحب دفترنمی توانست به تنهایی به تنظیم اسناد مبادرت ورزد .بعبارت دیگردفتررسمی اسنادبدون حضور نماینده ثبت نمی توانست قاونا بوجودآید،مگراینکه صاحب دفترمجتهد جامع الشرایط بوده وآنهم به شرط اجازه وزارت عدلیه.

مبحث دوم-سازمان اداری دفترخانه درقانون دفاتراسناد رسمی مصوب 1316
قانون گذاردرسال 1316،مقررات خاصی را درمورد دفاتراسنادرسمی وضع می نماید.تا قبل از سال 1316،قانون مستقلی درمورددفاتراسنادرسمی وجود نداشت.ومقررات مربوطه دربخشی ازقانون ثبت اسنادتدوین گردیده بود.بنابراین با وضع قانون دفاتراسناد رسمی مصوب 1316تغییرات عمده ای درمراکزثبت اسنادومعاملات ایجاد می گردد، که بعضی ازآنهاعبارتنداز:
اول ،اینکه مراکزثبت اسنادومعاملات کلا ازاداره ثبت منتزع گردیدند.
دوم ،اینکه این مراکزدارای قانون مستقلی گردیدند.
سوم ،برای اولین باراصطلاح سردفتربه جای صاحب دفتریا مسول دفترباب می شود02
قانونگذارسال 1316درماده 2قانون دفاتراسنادرسمی بیان میدارد:<<دفتراسنادرسمی به مدیریت ومسولیت یکنفرصاحب دفترکه از این ببعد سردفترنامیده می شود اداره می گردد>> برخلاف آنچه که درماده81قانون ثبت اسناد آمده بودکه<<درنقاطی که وزارت عدلیه مقتضی بداندبرای تنظیم اسناد رسمی، دفاتررسمی به تعداد کافی معین خواهد کرد-هردفتراسناد رسمی مرکب است از یک نفر صاحب دفترولااقل یک نفرنماینده اداره ثبت اسناد>>.
گفتاراول - مقررات قانونی درمورد دفتریاردرقانون دفاتراسنادرسمی مصوب1316: بموجب ماده 24قانون مذکوردفتریارکسی است که سمت معاونت دفترخانه راداراست وبرحسب پیشنهادسردفتروتصویب وزارت عدلیه معین خواهدشد.وظائف دفتریاران بموجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهدشد. چنانچه ملاحظه می گردد برای اولین باردراین قانون از دفتریارنام برده شده واین تاسیس با این قانون بوجود آمد0
گفتاردوم -مقررات قانونی درمورد نماینده ثبت درقانون دفاتراسناد رسمی مصوب1316:در این قانون هیچ نامی از نماینده ثبت برده نشده است.اما همانطورکه گفته شددرآن زمان هردفترخانه متشکل از یک نفر سردفتر،یک یا دویا چنددفتریار(بر
حسب درجه دفترخانه)ویک نفرنماینده اداره ثبت وتعدادی کارمندبوده است 30

2-همان منبع،ص39
3-همان منبع،ص40


گفتارسوم نتیجه:. نتیجه ای که ازقانون موخرخصوصا بامقایسه این2قانون بدست میاید این است که قانونگذارمقررات مربوط به حضورنماینده ثبت را دردفترخانه نسخ ضمنی نموده بود.چراکه در قانون مصوب 1310مقررمیداردکه هر دفترخانه مرکب است از یک نفرصاحب دفترولااقل یک نفرنماینده اداره ثبت اسناد.اماپس از تصویب این قانون(قانون مصوب1316) کماکان نماینده ثبت در دفاتر اسناد رسمی حاضر،وبه انجام وظایف خود برطبق قانون سابق می پرداخت. حالیکه ماده2قانون مصوب 1316قانون سابق را نسخ ضمنی کرده بود.بنابراین با مقایسه این 2ماده قانونی بدیهی بنظرمیرسد که دیگرنیازی بحضور نماینده ثبت نبوده ووظایف وی برعهده سردفترنهاده شده بود .بنابراین بنظرمی رسدرویه عملی از سال 1316تا 1354مبنی براینکه کماکان نماینده ثبت می بایست دردفترخانه حضور میداشت برخلاف قانون بوده است .

مبحث سوم- سازمان اداری دفترخانه درقانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1354
درماده 2قانون دفاتراسنادرسمی وکانون سردفتران ودفتریاران مصوب 1354مقنن بیان میدارد<<اداره دفترخانه اسنادرسمی به عهده شخصی است که با رعایت مقررات این قانون بنابه پیشنهادسازمان ثبت اسناد واملاک کشوربا جلب نظر مشورتی کانون سردفتران وبه موجب ابلاغ وزیر دادگستری منصوب وسردفترنامیده میشود>>
ودرماده 3بیان میدارد<<هردفترخانه علاوه بریک دفتریارکه سمت معاونت دفترخانه ونمایندگی سازمان ثبت رادارا میباشد ودفتریاراول نامیده میشود می تواند یک دفتریاردوم نیزداشته باشد.دفتریار به پیشنهادسردفتروبه موجب ابلاغ سازمان ثبت اسنادواملاک کشوربرابرمقررات این قانون منصوب می شود.>>
بنابراین ملاحظه میشود که دراین قانون سمت معاونت ونمایندگی سازمان ثبت که تاقبل از این قانون عملاجدابوده درشخص واحدی که نام آن دفتریاراست جمع می شود.
گفتاراول - مقررات قانونی درمورد نماینده ثبت درقانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1354: بموجب ماده3قانون مصوب 1354وجودنماینده ثبت درماده3ق.د.ا.ر.1354پیش بینی شده؛ برخلاف قانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1316که درآن هیچ نامی از نماینده ثبت درآن برده نشده بود. اما دراین قانون هیچگونه وظیفه ای برای نماینده ثبت مشخص نکرده است.حال برای دیدن وظایف نماینده ثبت که فعلا همان دفتریارمیباشدباید با توجه به ماده 76که بیان میدارد:<<آن قسمت ازقوانین ومقررات که مغایربا مقررات این قانون باشدنسخ میشود>>،باید به قوانین سابق رجوع کردیا باید با استنباط ازماده 23که بیان میدارد<<سردفترمسول کلیه امور دفترخانه است ودفتریاراول مسول اموری است که بموجب مقررات به عهده او محول شده ویا ازطرف سردفتردرحدودمقررات انجام آن اموربه اوارجاع میشود....>>میباشد؟یا بایدهردورا درنظرگرفت؟
به این پرسش دربخش بعدی بطورضمنی هنگام بررسی مستندات قانونی الزامی بودن یا اختیاری بودن معرفی دفتریاراول به خودی خودپاسخ داده خواهدشد.
گفتاردوم - مقررات قانونی درمورد معاون دفترخانه درقانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354: هرچند که درماده3،این قانون از معاون دفترخانه نام برده اما این قانون هیچگونه وظیفه ای صراحتابرای معاون دفترخانه نیزمشخص نکرده است.فقط درماده3گفته شده<< سردفترمسول کلیه امور دفترخانه است ودفتریاراول مسول اموری است که بموجب مقررات به عهده او محول شده ویا ازطرف سردفتردرحدودمقررات انجام آن اموربه اوارجاع مشود.درمورداخیرسردفترودفتریارمسولیت مشترک خواهندداشت.درهرموردکه براساس مقررات این قانون دفتریاربجای سردفترانجام وظیفه میکندمسولیت دفتریارهمان مسولیت سردفتراست....>>
گفتارسوم -نتیجه :دراین قانون نه وظایف نماینده ثبت ونه معاون دفترخانه، مشخص نگردیده است .اما برای پاسخ به این پرسش که وظایف نماینده ثبت ومعاون چه میباشد واینکه آیا برای مشخص نمودن وظایف واختیارات دفتریاراول باید به قوانین سابق رجوع کرد یا صرفا به قانون موخر؛مانند موردقبل موضوعی است که همه دربخش بعدی درموردبررسی مستندات قانونی درموردالزامی بودن یااختیاری بودن معرفی دفتریاراول به طورضمنی مورد پاسخ قرارمی گیرد0





















بخش دوم

بررسی موادقانونی درموردالزامی ویا اختیاری بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی


مبحث اول -رویه جاری درمورد الزامی یااختیاری بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی0
رویه جاری دردفاتراسنادرسمی این است که سردفتراسناد اسنادرسمی پس از مدتی ،ملزم به معرفی دفتریاراول برای دفترخانه تحت تصدی خودمیباشد.همچنین چنانچه دفترخانه ای تازه تاسیس شده باشد؛سردفترآن دفترخانه تا دوماه میتواند بدون دفتریار نسبت به تنظیم اسناد مبادرت ورزد.وبرای مدت زائد بر دوماه برای آن دفترخانه الزامادفتریار کفیل منصوب مینمایند.اما هردوعمل یعنی الزام سردفتر بمعرفی دفتریار اول وهمچنین نصب کفیل برای مدت زائد بردوماه آیا مطابق باموازین قانونی است؟


مبحث دوم _ الزام سردفتر بمعرفی دفتریار اول دردفترخانه اسنادرسمی
بارز ترین مستندقانونی درموردالزام سردفتربمعرفی دفتریاراول دردفترخانه تحت تصدی خویش، که آن رااصالتا ونه کفالتا اداره میکند، ماده 3قانون دفاتراسناد رسمی مصوب1354میباشد که بیان می دارد:<< هردفترخانه علاوه بریک دفتریارکه سمت معاونت دفترخانه ونمایندگی سازمان ثبت رادارا میباشد ودفتریاراول نامیده میشود می تواند یک دفتریاردوم نیزداشته باشد.دفتریار به پیشنهادسردفتروبه موجب ابلاغ سازمان ثبت اسنادواملاک کشوربرابرمقررات این قانون منصوب می شود.>>.واستدلال نیزبدین گونه است که دفتریارعلاوه بردارابودن سمت معاونت دفترخانه نماینده سازمان ثبت نیزمیباشد. وبنابراین سردفترنمیتواند ازوجودنماینده سازمان ثبت جلوگیری کند ووجود نماینده سازمان ثبت درهردفترخانه با توجه به وظایفش که درقوانین سابق آمده ونسخ نیزنگردیده ضروری وخارج ازاختیارواراده سردفتراست ومشهور نیزمیباشد که امورمالی هردفترخانه بعهده دفتریاراول آن دفترخانه میباشد.خلاصه اینکه دفتریار،نماینده سازمان ثبت بوده وارتباطی به سردفترندارد.وماده81قانون ثبت اسنادمصوب 1310نیزکه بیان میدارد<< درنقاطی که وزارت عدلیه مقتضی بداندبرای تنظیم اسناد رسمی، دفاتررسمی به تعداد کافی معین خواهد کرد-هردفتررسمی اسنادمرکب است از یک نفر صاحب دفترولااقل یک نفرنماینده اداره ثبت اسناد>> مویددیگری برادعا مورداستنادقرارمیگیرد.اما این سوال جای پاسخ دارد که اگر دفتریارنماینده سازمان ثبت میباشد؛چرا این نماینده را نیابت دهنده معرفی نمی نماید؟چرا که نایب را نیابت دهنده تعیین میکند.بنابراین این سوال جای پاسخ داردکه دراین مورد چگونه است که (ماده3قانون دفتراسنادرسمی وکانون سردفتران ودفتریاران مصوب1354)نایب را نیابت دهنده تعین نمی نماید؟ ضمنا اگربپذیریم که دفتریارنمایندگی سازمان ثبت راداراست،بنابراین نیابت دهنده باید اجرت نماینده خویش رانیزبدهد.دراین خصوص ماده675قانون مدنی مقررمیدارد:<<موکل بایدتمام مخارجی را که وکیل برای انجام وکالت خودنموده است وهمچنین اجرت وکیل رابدهدمگراینکه درعقدوکالت طوردیگرمقررشده باشد.>>


مبحث سوم-بررسی مفهوم معاونت ونمایندگی درمعنای عام وخاص
گفتاراول- مفهوم معاونت درمعنای عام- درترمینولوژی دکترلنگرودی معنای معاونت چنین آمده: درلغت بمعنی کمک ویاوراست.دراصطلاحات اداری عضو مقدم پس ازرییس اداره راگویندوعندالاقتضا<< نیابت>> اورا دارد.4
گفتاردوم – مفهوم نمایندگی درمعنای عام –صفت کسیکه اقدام به انجام یک عمل حقوقی برای شخص دیگر(یابنام شخص دیگر)با ستناد قدرت قانونی(نمایندگی قانونی)یا باستناداختیارناشی از قرارداد(نمایندگی قراردادی)می کندونتیجه اقدام اوایجادیک تعهدیا یک حق بعهده یا بنفع منوب عنه می باشد0این معنی اعم از وکالت وولایت ووصایت وقیمومت ونمایندگی تجاری وحق العمل کاری ونیابت می باشد5 0
دکترکاتوزیان درمورد نمایندگی بیان فرموده اند:<<درحقوق ایران نمانیدگی به طورعام تعریف نشده است،ولی با توجه به ملاک مواد656و674قانون مدنی می توان گفت<<رابطه حقوقی است که بموجب آن نماینده می تواند به نام وبه حساب اصیل قرارداد ی ببنددکه آثارآن به اصیل برسد6>>0
گفتارسوم-بررسی مفهوم معاونت ونمایندگی درمعنای خاص (درماده3قانون دفاتراسناد رسمی وکانون سردفتران ودفتریاران مصوب 1354.) درخصوص معنای کلمه نمایندگی ومعاونت قبلا بررسی گردید6.اما حال می خواهیم بدانیم که معنای کلمه معاونت ونمایندگی دراین قانون چیست؟
بنظر میرسد برای پاسخ به این پرسش باید به سراغ نیابت دهنده رفت ودید که نیابت دهنده یا اصیل چه اختیاراتی به نماینده خود داده است؟
ما درهمین قدم اول به مشکل برخورد مینماییم0چرا که با این مشکل مواجه می شویم که اصلا دفتریارکه به آن نماینده سازمان ثبت هم می گوییم،اصلا از طرف سازمان ثبت انتخاب نگردیده است0بلکه از طرف سردفتردفترخانه انتخاب گردیده است.
بنابراین ما دراینجابا نماینده ای مواجه هستیم که از طرف نیابت دهنده تعیین نگردید است !
یک راه حل قضیه می تواند این باشد که :
همانطورکه می دانیم نمایندگی برحسب مبنا ومنشاآن به سه دسته تقسیم کرده اند:قراردادی،قانونی،وقضایی.8بنابراین دراینجا که دفتریار نمایندگی سازمان ثبت راداراست از نوع نمایندگی قانونی است ونحوه نمایندگی وی نیز بدین نحو میباشد که


4-جعفری لنگرودی،محمدجعفر،ترمینولوژی حقوق،چاپ ششم،چاپ احمدی،گنج دانش،تهران،1372،ص669.
5-همان کتاب،ص723.
6-کاتوزیان،ناصر،دوره مقدماتی حقوق مدنی،چاپ سوم،شرکت انتشارات وبهمن برنا،،تهران،پاییز74،ص121.
7-برای مطالعه بیشترومفصل مفهوم معاونت ونمایندگی ر.ک .سلیمان فدوی،منبع پیشین،ص45به بعد.
8-ناصرکاتوزیان،همان کتاب،ص122.
سردفتربا انتخاب معاون خود،قانون همان شخص را بعنوان نماینده سازمان ثبت نیزتعیین می نمایدوهمانگونه که گفته شد این قسم از نمایندگی از نوع نمایندگی قانونی است.
اما ایرادی که به این تفسیر وارد است این است که درمواردی که نمایندگی قانونی است، به دلیل حجرشخص اصیل می باشد0حالیکه درمورد بحث نسبت به یک نهاد یا یک شخص حقوقی موضوع حقوق عمومی نمی تواند مصداق پیدانماید0ثانیا سردفترممکن است طرف مقابل نماینده باشد،بنابراین چنین شخصی که ازناحیه طرف مقابل اصیل معرفی شودومعاون وی می باشد، چگونه باید حقوق اصیل خودرا حفظ نماید؟دیگراینکه درنماینده قانونی،قانون خود مستقیما،یا بتوسط دادگاه نماینده را تعیین مینماید.
توجیه دیگراین است که بگوییم در این جا نمایندگی از نوع نمایندگی دولتی است که عبارت است ازماموررسمی یا غیررسمی است که از طرف دولت اختیارانجام امریا امور معینی را(خواه موقت باشد خواه وقتی برای آن معلوم نکرده باشند)داشته باشد.9 بنابراین دراین معنا سردفترودفتریارهردو به نوعی نماینده سازمان ثبت محسوب اند0بنابراین مفهوم لفظ نمایندگی درقانون مصوب1354بامفهوم لفظ نمایندگی باآنچه درقانون 1310وجودداشت به کلی تفاوت دارد.


مبحث چهارم-بررسی مستندات الزامی بودن دفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی
گفتاراول:تحلیل ماده3قانون دفاتراسناد رسمی مصوب1354-همانطورکه اشاره شد مستندی که برای معرفی ووجود دفتریاراول درهردفترخانه، بیان میگردد؛ ماده3قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354میباشد.که بیان میدارد:<< هر دفترخانه علاوه بر یک دفتریار که سمت معاونت دفتر خانه و نمایندگی سازمان ثبت را دارا میباشد و دفتر یار اول نامیده می شود می تواند یک دفتر یار دوم نیز داشته باشد.دفتریار به پیشنهاد سردفتر وبموجب ابلاغ سازمان ثبت اسناد واملاک کشور برابر مقررات این قانون منصوب میشود.>>
حالیکه این ماده ،خلاف این امررا میرساند که دفتریاربایددرهردفترخانه وجود داشته باشد.و این مطلب از کلمه <<علاوه>> در ابتدای ماده وکلمه<< نیز>>درانتهای ماده به خوبی مشهود است که معرفی دفتریار اختیاری و جنبه ارفاقی دارد .(مانند اینکه گفته شود شما علاوه بر اخذ یک اتومبیل از اداره ثبت که اتومبیل اداره محسوب است میتوانید یک خودرو دیگرنیزاز اداره ثبت اخذنمایید ) وهمانطورکه گفته شده جهت کمک ومعاضدت به سردفتروکم کردن بار مسولیتهای اداری سردفترمیباشد0ازلحاظ علم اصول فقه این ماده، مفهوم غایت را می رساند0 یعنی دیگردفتریارسوم را نمی توان معرفی کردبه عبارت دیگر بیان میدارد که سر دفترعلاوه بردفتر یار اول تادفتر یار دوم نیزمی تواند معرفی نماید. ودیگراینکه این ماده جنبه توصیفی دارد ودرمقام بیان اعضا دفترخانه وارکان آن است چراکه همانطور که از نام فصل آن پیداست این فصل مربوط



9-محمدجعفرجعفری لنگرود،همان منبع،ص0725
به <<تشکیلات دفترخانه >>است که مقنن بیان نموده، دفتریاراول معاون دفترخانه ونمایندگی سازمان ثبت را داراست .ونظر مقنن به دفاتراسناد رسمی که به موجب قانون 1316تاسیس گردیده اند نیز بوده است.چرا که دفاتری که بموجب قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316تاسیس گردیده بودند به سه درجه تقسیم میشدندکه عبارت بودند از:
1-دفترخانه درجه اول که میتوانست یک یا چند دفتریار داشته باشد.
2-دفترخانه درجه دوم که فقط میتوانست یک دفتریار داشته باشد.
3-دفترخانه درجه سوم که نمیتوانست دفتریار داشته باشد.
اما قانون مصوب 1354درجات دفترخانه را ازبین برده وفقط به یک درجه تقسیم گردیدند.مقایسه این دوقانون جای تردید باقی نمی گذاردکه دفتریاربرای سردفترجنبه ارفاقی دارد.چرا که مقنن درقانون مصوب 1316دردفترخانه درجه اول (که وضع آن با دفاترکنونی تطبیق می نماید)میتوانست چنددفتریاربنابه دلخواه سردفترداشته باشد،امادفاتردرجه دو،فقط یک دفتریار،ودفاتردرجه سه نمی توانستنددفتریارداشته باشند.
بنابراین دفاتراسنادرسمی که بموجب قانون 1316تاسیس میگردیند،واز نوع درجه اول بودند می توانستند تاچند دفتریارداشته باشند؛امابموجب قانون1354درماده3عنوان نموده که علاوه بردفتریاراول،می تواند فقطیک دفتریاردوم نیزداشته باشد0
دیگرآنکه اصلا قانونگذاردراین فصل همانطورکه قبلا گفته شد، درمقام بیان این مطلب نبوده است0واین امراز عنوان فصل اول بخوبی استنباط میشود. چرا که این فصل(فصل اول) مربوط به <<تشکیلات دفترخانه است>> وفصل دوم مربوط به <<انتخاب سردفتران ودفتریاران وصلاحیت آنها >> میباشد. وفصل سوم مربوط به <<مقررات مربوط به دفترخانه ووظایف سردفتران ودفتریاران >> میباشد. بنابراین وظایف والزامات سردفتران را باید دراین فصل جستجوکرد.واین درحالی است که دراین فصل درماده 18آن آمده:<<...مگرآنکه دفترخانه فاقددفتریارباشد>>
بنابراین آنچه که از این قانون (ماده3)استنباط نمیشود وجوب والزام به معرفی دفتریاراست .چرا که لفظی که دلالت بروجوب نماید دراین ماده به چشم نمیخورد.بنابراین برفرض که بگوییم بموجب ماده3قانون دفاتراسنادرسمی وکانون سردفتران ودفتریاران مصوب 1354معرفی دفتریاراول الزامی است ،جای این پرسش باقی می ماند که سردفترتاچه مدت میتواند دفتریارمعرفی ننماید؟این موضوع درعلم اصول این گونه مطرح گردیده است که آیا پس ازصدورامر،مکلف بایدفورا مطلوب یا ماموربه رابه انجام برساندوایجادکند،یادروقت مورد دلخواه وباتعلل هم میتواند این کاررا انجام بدهد؟مشهورنظراصولیین معاصردراین مورداین است که امربراصل طلب دلالت میکندواقتضای بیش ازآن راندارد.چنانچه منظورآمرفوریت باشدبایدقرینه بیاورد10.بنابراین آنچه تاکنون بدست آمد برفرض هم که معرفی دفتریاراول بموجب ماده 3قانون مورداشاره الزامی باشد بموجب قانون فوری نیست وغایت وزمان ومهلت الزام به معرفی دفتریارهم مشخص نگردیده است.پس سردفتردرطول خدمت خود مهلت دارد که به معرفی دفریاراول مبادرت ورزدکه این بمعنی اختیاری بودن معرفی دفتریاراول


10-سید مصطفی محقق داماد،مباحثی از اصول فقه،2جلد،اندیشه های نودرعلوم اسلامی،بهار72،جلداول،ص52



دردفترخانه است.
بعلاوه همانطورکه در این ماده آمده دفتر یار اول سمت معاونت را دارا است و همانطور که اشاره شد معاون به معنی کمک ویاری رساننده است و خواستن کمک اختیاری است و عاقلانه نیست که کسی را ملزم به کمک خواستن نمود. به همین جهت هم دفتریاربا پیشنهاد سردفترمنصوب میگردد،هرچند که میبایست با تایید سازمان ثبت همانندسردفترمنصوب گردد.ازهمه مهمتردرماده 18 ق.د.ا.ر.مصوب 1354 در قسمت آخر آن به صراحت بیان نموده که:<<مگر اینکه دفتر خانه فاقد دفتریار باشد .>>این ماده به وضوح حاکی از این است که دفتر یار اول از ارکان ضروری دفترخانه نمی باشد اما سردفترآری ، ووضعیت دفترخانه اسنادرسمی با آنچه که درقانون ثبت اسناد مصوب 1310درماده 81آن که بیان میدارد<<هردفتراسنادرسمی مرکب است ازیک نفرصاحب دفترولااقل یک نفرنماینده اداره ثبت اسناد>> قابل قیاس نیست.چراکه نماینده ثبت درقانون ثبت اسنادمصوب 1310ازارکان ضروری دفترخانه بوده وسردفترنمیتوانست بدون نماینده اداره ثبت اسناد به انجام وظایف خود مبادرت ورزد. وآن نماینده ازطرف اداره ثبت تعیین می شد.بنا براین دراین جا قطعی الحصول این است که حالتی وجود دارد که دفترخانه فاقد دفتریارهم میتواندوجودداشته باشد.بنابراین مناسب است که سوال اینگونه مطرح شودکه:آیا دفتریارجزوارکان ضروری هردفترخانه میباشد یا خیر؟
اگرجواب مثبت باشد وبگوییم دفتریاراول ازارکان ضروری هردفترخانه میباشد؛ ماده 3وماده 18ق.د.ا.رمصوب 1354با هم متعارض میباشند.چرا که ماده 3وجود دفتریار را لازم میداند وماده 18حالت دفترخانه ای، بدون وجود دفتریاررا پیش بینی نموده است.یعنی دفتریاراول ازارکان ضروری دفترخانه نمیباشد.
اما چنانچه جواب منفی باشد یعنی وجوددفتریاراول درهردفترخانه ضروری نباشد،پس باید گفت دفتریارازارکان دفترخانه نمیباشد.بنابراین پس چیزی که دارای وجوب قانونی نمیباشد؛وجوب آیین نامه ای نیز نمیتواندداشته باشد چراکه قانون وآیین نامه درطول یکدیگربوده وآیین نامه از قانون تبعیت مینماید.وآیین نامه نمیتواند امری که بموجب قانون اختیاری است را برخلاف قانون ؛الزامی نماید.
ماده18ق.د.ا.ر.مقررمیدارد:<<کلیه اسنادرسمی دردفترخانه های اسنادرسمی ودراوراق مخصوصی که از طرف سازمان ثبت اسنادواملاک کشوردراختیاردفترخانه قرارداده می شود تنظیم وفقط در یک دفترکه بنام دفترسردفترنامیده می شود ثبت می گردد وثبت سند به امضای اصحاب معامله وسردفترودفتریارخواهد رسید مگرآنکه دفترخانه فاقد دفتریارباشد.>>
بنابراین ملاحظه میگردد که این قانون تنظیم سند بدون وجود دفتریاررا ممکن دانسته است این درحالی است که قانون ثبت اسناد مصوب 1310فقط درصورتی که سردفترمجتهدجامع الشرایط باشد وآنهم بشرط وزارت عدلیه ،تنظیم سند را بدون وجود نماینده ثبت مجاز می داند.درثانی درقانون ثبت اسناد مصوب 1310 به غیرازسردفترفقط نماینده ثبت وجود داشت حالیکه دراین قانون با اینکه دفتریارکه دوسمت را دارا میباشد، (معاونت دفترخانه ونمایندگی سازمان ثبت) قانون تنظیم سند را بدون دفتریار ممکن میداند.
ایرادی که ممکن است به این مطلب گرفته شود این است که گفته شود:
دفتریاراز ارکان دفترخانه بوده ودرمواردی که دفتریار وجود ندارد،سردفترکفالت آن را
بعهده میگیرد.چرا که قانونگذاربعهده گرفتن کفالت دفتریاررا از طرف سردفترمجاز دانسته است.بنابراین مرادقانونگذار دراینجا این است که دراین حالت سردفترکفیل دفترخانه است(چنانچه دفتریاردوم نباشد).وقائلین به الزامی بودن وجود دفتریارمعتقدند که سردفترتا2ماه می تواند این کفالت را بعهده بگیرد وزائد بر2ماه کفالت دفتریاراولی بعهده دفتریاردفترخانه دیگری است.اما به این ایراد نیز بدین گونه پاسخ داده می شود:
مقنن به صراحت گفته:<<... وثبت سند به امضای اصحاب معامله وسردفترودفتریارخواهد رسید مگرآنکه دفترخانه فاقد دفتریارباشد.>>
بنابراین درحالتی که دردفترخانه ،دفتریاروجود ندارد، اصلا احتیاجی به امضای دفتریارندارد.والا سردفترمیبایست اوراق ودفاترراکفالتا امضا نماید.بنابراین دردفاتراسنادرسمی که دفتریارآن به مرخصی می رود سردفترچنانچه کفالت دفتریار راعهده دارباشد میبایست همانند سایرموارد،کفالتاامضا نماید0 اما دفترخانه ای که تازه تاسیس شده وهنوز فاقد دفتریاراست،وسردفتربجای دفتریاردربر روی اوراق دفترخانه،درمحل امضای دفتریارامضا می نمایداشتباه می باشد.چراکه مقنن دراین حالت امضای دفتریاررا لازم ندانسته است.علت لازم ندانستن امضای دفتریارهم عدم وجود دفتریاراست.دیگراینکه مقنن گفته دفترخانه فاقد دفتریارباشد نه اینکه دفتریاردرمرخصی یا معذورباشد(یابعبارتی حاضرنباشد).یعنی به حالتی نظردارد که اصلا آن دفترخانه دفتریارنداشته باشد.
حال که این مطلب اثبات شد که دفتریارازارکان دفترخانه نمیباشد باید سوال نمودکه:
1- چرا سردفتر مکلف است بموجب ماده 29بندج شماره 9آیین نامه های بند 4وتبصره 2ماده6ومواد14-17-19-20-24-28-37-53قانون دفاتراسناد رسمی وکانون سردفتران ودفتریاران؛ظرف مهلتی که ثبت محل تعیین نماید دفتریار معرفی کند؟
2-ثبت محل چنین اختیاری را چگونه بدست آورده وچگونه ثبت هر محلی، به هر سردفتری آن هم دریک محل میتواند مهلت تبعیض آمیزی اعطا نماید؟
3-چنانچه معتقد باشیم که وجود دفتریاراول درهر دفترخانه ضروری است،ووجودنماینده ثبت را به استنادماده3قانون دفاتراسنادرسمی وقانون ثبت اسنادمصوب 1310ضروری بدانیم ،چنانچه یک دفترخانه دریک حوزه ثبتی وجود داشته باشد،وبامعرفی دفتریارازطرف سردفتراین حالت چندین سال بگذرد،پاسخ چیست؟ثبت محل چه مدت باید به آن سردفترمهلت برای معرفی دفتریاراعطا نماید،وتکلیف دفترخانه اززمان تاسیس تا زمان شروع بکاردفتریارکه لااقل حدودیکسال طول می کشدچیست؟قید این مطلب برای این است که مقنن درمحل هایی که دفاتراسناد رسمی منحصر هستند اداره ثبت را کفیل سردفتر قرارمی دهد اما برای دفتریارهیچ چیزی مقررننموده است0
ازهمه مهمترآیا این آیین نامه بدین معنی نیست که:تشخیص وجوددفتریاراول دردفترخانه اختیاری وبه اختیارثبت محل است؟ این خود یعنی وجوددفتریار اول دردفترخانه ضروری نیست واین به نظر ثبت محل بستگی دارد.
بعبارت دیگر آیین نامه ونظریه ارائه شده هردو یک چیزرا می گویند وآنهم اختیاری بودن دفتریاردردفترخانه، اما تفاوت ایندو دراین است که درنظریه ارائه شده تشخیص وجوددفتریاربا سردفتراست ودرآیین نامه با ثبت محل ! چیزی که هیچ کس به آن متعتقد نیست.
چنانچه مقنن دفتریاررا درهر دفترخانه ضروری میدانست، مهلتی اعطامینمود؛ویا اختیاراعطا مهلت را بموجب قانون اعطا مینمود.همچنانکه درمورد سردفتری که سه ماه ازابلاغش گذشته باشد وشروع بکار ننموده باشد ابلاغ وی راکان لم یکن تلقی اما درمورد دفتریارمقنن درماده74قانون د.ا.ر.مصوب1354سکوت اختیار نموده.وخود همین مطلب موید این نیست که وجود دفتریاردردفترخانه الزامی نیست؟جواب این سوال چیست که اگرچه میزان مدتی ازابلاغ دفتریاراول یا دومی بگذرد،ابلاغ وی کان لم یکن تلقی میگردد؟
سوال دیگراینکه چرامطابق رویه معمول چنانچه سردفتری با انفصال موقت مواجه شود،دفتریار واجد سردفتری می تواند کفالت را بعهده بگیرد،اما چنانچه دفتریاری منفصل موقت شود،سردفترتا دوماه می تواند کفالت آن را بعهده بگیردوبرای مدت زائد بر2ماه برای آن دفترخانه کفیل منصوب می نمایند؟
آیا مناسب ترین جواب این نیست که وجود دفتریاردرهردفترخانه اختیاری است وسازمان ثبت دراین امردخالتی ندارداما ازنظر صلاحیت میبایست که وی تایید شود؟وچنانچه از باب تاخیریاعدم شروع بکاردفتریار،سردفتربا مشکلی مواجه گردد خود مقصرمیباشد؟
بنابراین چنانچه با نظررکن بودن دفتریاردردفترخانه معتقدباشیم، سوالات، لاینحل باقی میمانند که جواب قانونی برای آن نمیتوان یافت.اما چنانچه معتقدبه اختیاری بودن دفتریاردردفترخانه باشیم سوالات همه درقانون دارای پاسخ میباشند.مانند مثال مذکور0
گفتاردوم-تحلیل ماده25قانون دفاتراسنادرسمی مصوب 1354-درپاسخ به این استدلال که دفتریارازارکان دفترخانه نبوده ومهلتی هم قانونا برای معرفی دفتریاروجودندارداینگونه پاسخ داده شده است که :دفتریارازارکان دفترخانه بوده .اماقانونگذاردرماده 25استثنایی رادراینجا مقررنموده وآن این است که سردفترتا 2ماه میتواند کفالت دفتریاررا بعهده بگیرد ودرمدت زائد بردوماه نمیتواند.اما به این اشکال اینگونه پاسخ داده می شود:
همانگونه که گفته شد،وخصوصا باتوجه به سابقه آن درقانون سال1316 دفتریاردردفترخانه برای سردفترجنبه ارفاقی داشته واین ماده به هیچ عنوان خلاف مدعارا نمیرساند بلکه برعکس موجب اثبات این مدعا نیزمی گردد.چراکه:
این ماده به حالتی نظردارد که دفترخانه دارای دفتریاراست نه دفترخانه ای که فاقد دفتریاراست.بعبارت دیگرمجرای اجرای این ماده حالتی است دفتریاراول دردفترخانه وجوددارد.این امرازذکرمصادیقی که بموجب آن کفالت دفترخانه میتواند بعهده سردفترقراربگیرد مشخص میشود.چرا که مصادیق آن عبارتنداز:<<مرخصی،بیماری،تعلیق،انفصال موقت ومعذوریت دفتریار>>همانگونه که ملاحظه می شود تمام این معاذیر،موقتی هستند.وپس از مدت کوتاهی رفع خواهندشد.وازهمه مهمتراینکه قانونگذارکلمه انفصال را به طوراطلاق بکارنبرده،یعنی نگفته <<انفصال>> تا هم انفصال موقت را شامل شود وهم انفصال دائم0 بلکه گفته انفصال موقت وبنابراین انفصال دائم را از شمول آن مسثنی نموده است. حال جای این سوال باقی است که چنانچه دفتریاراول دفترخانه ای به انفصال دائم محکوم شود؛آن سردفترتا چه مدت می تواند کفالت دفتریاراول را بعهده بگیرد؟وبه استناد کدام ماده قانونی؟قطعا آن، ماده25ومدت آن هم 2ماه به استناد این ماده به دلایل مذکورنمی تواند باشد0
بنابراین میتوان با توجه به قوانین بیان نمود که دفترخانه از لحاظ وجود دفتریار به دو قسم منقسم میشوند:
حالت اول:دفترخانه ،دارای دفتریاراصیل میباشد،وبنابراین مقنن برای آن وضع مقررات نموده است.
حالت دوم:دفترخانه فاقد دفتریاراست،در این حالت هیچ گونه مقرراتی برای آن وضع نگردیده، وچون معرفی دفتریاراول اختیاری بوده وازارکان دفترخانه ولازمه یک دفترخانه نمیباشد،بنابراین درمقررات قانونی هیچ گونه مقرراتی برای آن وضع ننموده است.
بنابراین آنچه بنظرمیرسد این است که مراد ازوضع ماده3ارفاق وکمک به سردفتر باشد تاوی را درامرخطیرمسولیتهای وی یاری دهد.نه اینکه موجب الزام وی درمعرفی دفتریار گردد.این امراز ادامه ماده 25نیز به خوبی فهمیده می شود0
بهمین دلیل هم ماده 23.ق.د.ا.ر.مصوب 1354کماکان سردفتررا مسول کلیه امور دفترخانه قرارمیدهد.واگربه قسمتی که مقنن دراین ماده بیان نموده << که بموجب مقررات بعهده او محول شده>>ومسولیت شخصی است عبارت شیواترآن درماده 26.ق.د.ا.ر.مصوب 1316بیان گردید ه است. که ذیلا بیان می گردد:
ماده26ق.د.ا.ر.<< سردفتران مسول اعمال دفتریاران خود نیز هستندمگردرمواردی که سردفتربه مرخصی رفته یا غیبت اوبراثرمرضی که مانع انجام وظیفه است باشد0این ماده رافع مسولیت شخصی دفتریاران درحدود اعمال آنها نخواهد بود0>>
دلیل دیگری که مورد استناد لزوم وجود دفتریارمورد استناد واقع شده این است که:درماده23قانون دفاتراسنادرسمی آمده:<< سردفترمسول کلیه اموردفترخانه است ودفتریاراول مسول اموری است که بموجب مقررات به عهده او محول شده ویاازطرف سردفتردرحدودمقررات انجام آن اموربه ارجاع می شود.درمورداخیرسردفترودفتریارمسولیت مشترک خواهندداشت.>> بنابراین قانون گذاروظایفی را منحصرا بعهده دفتریارمحول نموده است،واین خود حاکی از این است که دفتریارپس میبایدوجودداشته باشد که مقررات وظیفه ای را بعهده او محول نموده است.خصوصا اینکه درآن مورد وی مسولیت شخصی ونه تضامنی دارامیباشد.
اما این ایراد نیز به سادگی قابل دفع میباشدچراکه مراد مقنن درمورد وضعیتی است که دفتریاری واجدشرایط سردفتری است وکفیل سردفترمیباشد.درثانی همانگونه که گفته شد،معرفی وحضوردفتریاردردفترخانه اختیاری است وچنانچه سردفتری بخواهد میتوانددفتریاری داشته باشدودراین حالت ازآنجا که فلسفه دفتریاربرای دفترخانه برای کمک به سردفترمیباشد مقنن آمده ویک سری وظایفی را از عهده سردفتربابودن دفتریار ازعهده وی خارج نموده است.وهمانطورکه ازنام آن پیداست آن شخص <<دفتریار>>نام دارد.
گفتارسوم- بررسی شق9ازبندج ماده 29،آیین نامه های بند4ماده6وتبصره 2ماده6ومواد14-17-19-20-24-28-37و53قانون دفاتراسنادرسمی وکانون سردفتران ودفتریاران -قبل ازنقداین بند ازآیین نامه باید خاطرنشان ساخت که قصدمادراینجافقط نقدموردی وخاص میباشد.وچنانچه این آین نامه دارای عیب عامی باشد،دراینجا محل بحث ما نمی باشد0
بموجب بند 9آیین نامه فوق الذکر:امتناع ازمعرفی دفتریارمورد قبول سازمان ثبت ظرف مهلت معقولی که ثبت محل تعیین می نماید؛تخلف محسوب،ومستوجب محکومیت انتظامی درجه سه(انفصال موقت ازسه ماه الی شش ماه) میباشد.
با توجه به مطالب این مقاله،بنظرمیرسد که این ترک فعل،تخلف محسوب نگردیده وبنابراین عدم معرفی دفتریاراول نمی تواند تخلف محسوب گردد.
علیهذابا فرض اینکه معرفی دفتریار اول الزامی میباشد،بازهم این امرتخلف محسوب نمیشودچراکه:
1-چنانچه معتقدباشیم قانونگذاراختیارتعیین تخلفات را به سازمان ثبت اسناد داده باشد،این امرقابل تفویض وواگذاری نیست.هیات عمومی دیوان عدالت اداری درآراءمتعدد خود،به این دلیل استنادنموده است.
2-ذکرمهلت معقول دراین آیین نامه،مبهم میباشد ومعلوم نیست مهلت معقول چند ماه یا چند سال می تواند باشد.بنظرمی رسدکه علت ذکر<<ظرف مهلت معقول>> برای جلوگیری از ابطال این آیین نامه باشد.چرا که اگرمهلت تعیین می شد،این آیین نامه در همان اوایل وضع خود با ابطال مواجه می شد.
3- این آیین نامه مستلزم تبعیض بین سردفتران اسنادرسمی میباشد.چرا که ثبت محل می تواند به هریک ازسردفتران مهلت معقولی ونه مهلت واحدی جهت معرفی دفتریارواجدشرایط اعطانماید.بنابراین کافی است که این مهلت عاقلانه باشد.ومعلوم نیست که برای اعطا مهلت معقول چه معیارهایی را باید درنظرگرفت.چنانچه منظوردرآمدباشدمعلوم نیست تاچه میزان ازدرآمد؟این مهلت معقول میتواند 1ماه،2ماه،یا چندسال باشد؟
4-نحوه انشا این آیین نامه خود حاکی ازاین است که واضعان، خود دروضع این آیین نامه با مشکل مواجه بودند.


















نتیجه

درخصوص موضوع این مقاله که بررسی ضرورت وجودیاعدم ضرورت وجوددفتریاراول دردفترخانه اسنادرسمی می باشد،با توجه به مطالب گفته شده دانستیم که:
بامقایسه وبا استناد به مواد3و18و23و25قانون دفاتراسنادرسمی وکانون سردفتران ودفتریارن مصوب 1354،ومواد2و4قانون دفتراسنادرسمی مصوب 1316وماده81قانون ثبت اسناد، درقانون ثبت برای ایجاد معاملات رسمی علاوه برسردفتر،وجودشخصی بنام نماینده ثبت را لازم میدانست واینکه درقوانین بعدی کلیه مسولیت ها رابعهده سردفترنهاده ،وباصراحت قانونگذار،درامکان تنظیم اسناد، بدون وجود دفتریار،دانستیم که دفتریارازارکان دفترخانه نبوده ومعرفی وی برای سردفتربا توجه به قانون مصوب 1316وفلسفه وجودی آن اختیاری است0
علت این تفسیرنادرست ازقانون بنظرمیرسد مواردذیل باشد:

1-الزام سردفتر به معرفی دفتریاربرخلاف قانون وناشی از تفسیرنادرست قانون،وعدم توجه به فلسفه ایجاد دفتریاردرقانون مصوب 1316میباشد0
2-علت اشتباه ذکرشده دربند1توسط مجریان وسردفتران،عدم آشنایی آنان به سابقه تاریخی تاسیس دفترخانه است که کمتربه آن پرداخته ودراین مورد مطلب نوشته شده است 0
بنظرمیرسدعلت مذکوردربند2هم کثرت وپردردسربودن این شغل بوده0اما درسالهای اخیرکه دفاتراسنادرسمی به بیش ازحد متعارف رسیده است،فرصت تفکروتحلیل حقوقی قوانین مربوط به این شغل فراهم آمده است0
3-چنانچه سوال شودکه آیا سردفترمی توانددفتریاردفترخانه راتعویض نماید یا خیر،انشاءالله درآینده نگارشی صورت خواهد گرفت0

والسلام
+ نوشته شده در  ساعت   توسط weblaw  |